السيد حامد النقوي
336
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
نادانى و عجز و حيرانى و احتياج تام و افتقار ما لا كلام تفوق و تراءس بر آن حضرت حاصل نمايند و بتولى حكومت و امارت با وجود آن جناب در جور و اعتساف الى اقصى الغايات بيفزايند على هذا لا الحيف العظيم على وصى النبى صلعم فى ابلاغ العلم و بدائع حقائق المعارف * و الميل المليم الى الدنيا الغرارة بالزبارج و الزخارف چهارم آنكه آنچه ابن روزبهان درين كلام گفته فلا نزاع فيه لاحد يعنى آنچه علامه ره از علم امير المؤمنين عليه السّلام ذكر نموده در ان احدى را نزاع نيست با وصفى كه كلمهء حقست و جريان آن بر زبان مثل اين كثير العدوان محل تشكر مىباشد ليكن كاشف از قلت بصارت و كثرت غمارت اوست زيرا كه علامه ره آنچه از شواهد علم امير المؤمنين عليه السّلام ذكر فرموده همه دليل اعلميت آن جناب مىباشد و براى اثبات همين مطلوب علامه ره آن را آورده و اعلميت كما مر غير مرة دليل امامت و خلافت آن جنابست پس اگر ابن روزبهان حظى از انصاف و ترك اعتساف دارد مىبايد كه امامت و خلافت آن جناب را هم قبول نمايد و نزاع و شقاق را درين باب يكسر ترك گفته راه اعتراف بامر حق پيمايد و الا محير و تسليم اعلميت آن جناب و نزاع در امامت و خلافت آن عالى قباب هرگز موجب نجات و خلاص او از قواصم حجج اهل حق و صواب نخواهد گرديد و از مقامع براهين قواطع ايشان به او خواهد رسيد آنچه خواهد رسيد پنجم آنكه ابن روزبهان درين كلام صحت حديث مدينة العلم بصراحت تمام واضح نموده حيث قال و اماما ذكره من صحيح الترمذى فصحيح و در كلام سابق اعتراف بدلالت آن بر اعلميت جناب امير المؤمنين عليه السّلام نموده كما دريت و با اين همه معترف بامامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام نمىشود حال آنكه درين صورت مىبايد كه ابن روزبهان از سر انصاف اعتراف بخلافت آن جناب نيز نمايد زيرا كه در ما سبق مرة بعد مرّة بادلهء مبرمه و براهين محكمه ثابت شده كه اعلم براى خلافت متعينست و با وصف اعلم كسى ديگر خليفهء رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم نمىتواند شد و علاوه بر آن چون حديث مدينة العلم بوجوه عديده و عناوين سديده كه در ما سبق بجواب كلام صاحب تحفه بتفصيل مبين شده مثبت و مؤسّس خلافت و امامت آن جناب مىباشد پس بعد عثور و وقوف و اطلاع بر مثل اين حديث بهر الالتماع درين مطلب تردد داشتن شنيده را ناشنيده و ديده را ناديده انگاشتن بلكه خاك در ديدهء انصاف انباشتنست ششم آنكه ابن روزبهان درين كلام عدادت التيام از غايت جهل و عناد خود خواسته كه در نقل حديث انا دار الحكمة از